مردمان واشقان،به حسب ذات و استعداد و هم بر اثر سنت دیرپای خطۀ فراهان که به کتاب و کتابت و زبان کتابی،اهمیت بسیار میدهد،مردمیاند که به زبان و هنرهای کلامی،توجه بسیار دارند،گفتار روزمرّهشان متمایل به زبان کتابی است،اغلبشان حجم زیادی از اشعار گزیده و ناب را در حافظه دارند و برخی نیز در میدان نویسندگی و شاعری قدم گذاشتهاند.از میان شاعران و نویسندگان واشقانی،برخی تنها به استعداد و آنچه از سنن کهن خطۀ فراهان کسب کردهاند،بسنده نمودهاند و لاجرم آنچه به یادگار نهادهاند،گرچه بارقههایی از استعداد خارقالعاده و خداداد را در خود دارد،اما ممکن است در سنجش با معیارهای رسمی ادب،لغزشهایی داشته باشد و برخی نیز هستند که قوای ذاتی و سنن اجدادی خود را با تحصیلات آکادمیک درآمیختهاند و پای در عرصههای وسیعتر آفرینش ادبی نهادهاند.
در ذیل به نام برخی از این گرامیان اشاره میشود،ترتیب نامها الفبایی است: -ابراهیم واشقانی فراهانی،فرزند علی دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی،دارای مدرک کارشناسی تاریخ و دکترای تخصصی در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی است و در حال حاضر استادیار دانشگاه سراسری و رئیس انجمن ادبی شهرستان تفرش است.وی از نسل نو هنرمندان واشقانی است و فعالیتهای فرهنگی و هنری وسیعی داشتهاست،از جمله سالها گویندۀ شبکههای سراسری و استانی صدای جمهوری اسلامی ایران بوده و حجم بسیاری از آثارش در مطبوعات به چاپ رسیدهاست.از او تا به حال،سه مجموعه شعر با نامهای "اینجا همیشه تو"، "از عتیق و عقیق" و "موج و مرجان" منتشر شدهاست و دو اثر دیگر نیز در حوزههای دیگر در دست انتشار دارد: این روزها به خانهامان سرنمیزنی پشت سکوت ثانیهها درنمیزنی این روزها که خالیام از ماه و آفتاب مثل ستاره در شب من پرنمیزنی یا من به خواب رنگی تو دیر میرسم یا تو به خواب خط خطیم سرنمیزنی یا آن پریچهای که پس از پرکشیدنت دیگر درون دوزخ من پر نمیزنی... -سید اسماعیل قائم مقامی فرد،فرزند سید محمد وی از شعرای نسل جوان واشقان و از زمرۀ شاعران ذاتی است. -حسن واشقانی فراهانی وی مدرس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه است: دست محمد به فراز آمده شاهد قدسی به نماز آمده بلّغ ما انزل باز آمده شأن علی چارۀ کار آمده... -حمدالله واشقانی فراهانی خاطرۀ شاعری او متعلق به گذشتههای دور است.او ساکن واشقان بود و از زمرۀ شعرای روستایی محسوب میشد.در طنز،ید طولایی داشت.سرنوشت او بهسان سرنوشت اشعارش در هالهای از ابهام فرو رفتهاست. -رحمتالله واشقانی فراهانی،فرزند کربلایی حسن وی تمام عمر خود را در واشقان زیست و به سه زبان فارسی،ترکی و خلجی شعر میسرود.مرحوم رحمتالله کثیرالشعر بود و به سان اغلب واشقانیها خطی زیبا و برازنده داشت.از او مجموعۀ بزرگی از اشعار فارسی به جا مانده که در دست چاپ است. -ریحانه واشقانی فراهانی،فرزند حسن وی در سنین نوجوانی به سرمیبرد و سرودههایش آیندهای روشن را برای او نوید میدهد: اسب سپید قصهها از خواب ما عبور نکرد عشقی که باید میومد تو دلمون ظهور نکرد... -عبدلله واشقانی فراهانی،فرزند قنبرعلی آثار قلمی او در حوزۀ تاریخ و و مردم شناسی است.کتاب "واشقان در گذر تاریخ" به قلم وی بهزودی در بازار کتاب توزیع خواهد شد. - -محمدعلی واشقانی فراهانی،فرزند فتحعلی وی فرزند ارشد استاد معظم خوشنویسی،استاد فتحعلی واشقانی فراهانی بود.در شعر،طوفان تخلص میکرد.وی در سن 48 سالگی براثر بیماری قلبی بدرود حیات گفت.مجموعۀ سرودههایش با نام "آیت مهر"منتشر شدهاست: آزمودیم و جهان جمله غمی بیش نبود کار و بار همه عالم ستمی بیش نبود راز تقدیر ز گلبرگ شقایق خواندم که همه رونق گل صبحدمی بیش نبود -هادی واشقانی فراهانی،فرزند قنبرعلی وی از شاعران ذاتی است که به حسب ذات شاعرانه و نه تحصیلات رسمی شعر میسراید.از او دو مجموعه شعر به نامهای"دیوان" و"عهدنامه" به چاپ رسیدهاست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر